السيد محمد حسين الطهراني

161

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

1 - گاهى مىشود سخن حقيقت باشد و راست ؛ مثل آنكه بگوئى : امير آمد و مقصودت از امير خود امير باشد نه وزيرش و نماينده‌اش ، و واقعاً هم امير آمده باشد . 2 - و گاهى مىشود كه سخن حقيقت است و دروغ ؛ مثل آنكه بگوئى : امير آمد و مقصودت از امير خود امير باشد نه وزيرش ، ليكن امير نيامده باشد . 3 - و گاهى مىشود سخن مجاز است و راست ؛ مثل آنكه بگوئى : امير آمد و مقصودت از امير وزير او باشد نه خودش ، و واقعاً هم وزير آمده باشد . 4 - و گاهى مىشود سخن مجاز است و دروغ ؛ مثل آنكه بگوئى : امير آمد و مقصودت از امير وزير او باشد نه خودش ، و ليكن وزير نيامده باشد . البتّه در صورت سوّم و چهارم كه استعمال مجازى اعمّ از راست و دروغ است ، بايد قرينهء لفظيّه يا مقاميّه بر اينكه از امير وزير او را اراده نموده‌اى ، در سخن باشد . كلام و إشكال در فهم صاحب مقاله از مجازات قرآن اينك كه خوب معناى مجاز واضح شد و دانستيم كه قرآن مجيد مشحون است به مجازات و به استعارات ( كه در حقيقت مجازات هستند ) و آيه إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ « 1 » و آيه لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ « 2 » همچون كوهى استوار ثابت و برقرار است ، و مجاز و استعاره آمدن در قرآن عين صواب است كه باطل نيست و عين احكام و اتقان است كه هزل نيست ؛ شخصى كه در علم كلام گام برميدارد ابداً مُجاز نيست خودسر و بدون انديشه و بدون ملاحظهء لغت و محاورات و حفظ ظهورات قرآن ، بطور دلخواه بدون ريشه و اساس يك جا را بگويد قبول دارم و يك جا را قبول ندارم .

--> ( 1 ) آيه 13 و 14 ، از سورهء 86 : الطّارق ( 2 ) صدر آيه 42 ، از سورهء 41 : فصّلت